چند روز پیش بود که با دکتر کلاس داشتم
ساعت از 10 هم گذشته بود و مثل همیشه داشتم دیر می رسیدم
داشتم تند تند می رفتم که دیدم یکم جلو تر یه مقدار شلوغه
بیشتر که دقت کردم متوجه شدم صحنه فیلمبرداری
خلاصه تقریباً ازشون رد شده بودم
که یه پسره با یه دختر از بین اونا صدام کردن ، برگشتم دیدم دارن میان سمت من
پسره که خودش رو دستیار کارگردان معرفی کرد
دخترم گفت که منشی صحنه ی فیلم
تو این فکر بودم که اینا چرا دارن خودشونو به من معرفی می کنن؟؟
که پسره برگشت گفت می خوای پولدار شی؟
من که همینطور داشتم نگاشون می کردم
اول فکر کردم که می خوان یه نتوورک بهم معرفی کنن و از این پرزنت ِ ، برزنتا ؟
بعد پسره که دید من عین این اسکول ها زل زدم بهشونو هیچی نمیگم
گفت : والا شما که از پایین داشتین می امدین من از فیزیکتون خوشم اومد
بعد سریع دختره گفت : که میمیــک صورتتون هم جذاب
اگه تمایل داشته باشین ازتون یه تست بگیریم؟
منم یه نگاه کردم به دارودستشون
بعد گفتم : شما احتمالاً دیوید لینچ یا دیوید فیوچر یا مثلاً جیم جارموش رو می شناسین؟
جفتشون با علامت سر گفتن که میشناسن
منم گفتم که فقط پیشنهاد بازی تو فیلم های اونا رو قبول می کنم
ازشون عذر خواهی کردم و گفتم که دیرم شده و باید برم
ولی قیافه هاشون دیدنی شده بود
اولش پشیمون شدم که چرا اینجوری با هاشون رفتار کردم
ولی اینا اگه کارشون یه کار اساسی بود می رفتن از کلاس های سمندریان یا پرستویی بازیگر می گرفتن
نه منی که مثل دیلاق می مونم یا مثلاً میک زدنی صورتم جذاب