Thursday, December 29, 2005

!!!


مرگ را پروای آن نیست که به انگیزه ای اندیشد
اینو یکی می گفت که سر پیچ خیابون وایستاده بود
زندگی را فرصت انقدر نیست که درآیینه به قدمت خویش بنگرد
و از لبخند و اشک یکی را سنجیده گزین کند
اینو یکی می گفت که سر سه راهی وایستاده بود
عشق را مجالی نیست حتی آنقدر که برای چه دوستت می دارد
والاهــه اینم یکی دیگه می گفت
سرو لرزونی که راست وسط چهارراه هر ور باد وایستاده بود

Tuesday, December 27, 2005

حـسـود


عـلـــی رو دوست دارم
خیلی زیــاد
نگاههاشو ، خنده هاشو
نمی دونم ؟ نمی دونم چـــرا
بهش حسودیم می شه

Saturday, December 24, 2005

اعتراف


برای اعتراف به کلیسا می روم
رو در روی علفهای روییده بر روی دیوار کهنه می ایستم
و همه ی گناههان خود را یکجا اعتراف می کنم
بخشیده خواهم شد به یقین
علف ها بی واسطه با خدا صحبت می کنند
* * *
Happy JESUS Birthday
&
Merry Christmas Eve.

Wednesday, December 21, 2005

Fashion Paaree!

Tuesday, December 20, 2005

غم آلود


به من گفتن هوای اینجا غم آلودِ
اینو یکی می گفت که سر پیچ خیابون وایستاده بود
همونی که همیشه به همه چیزم ایراد می گرفت
به نگاههام ، به سکوتم ، به فریادهام ، به اشکهام
اشکهایی که هیچ کس ندیده بودش حتی اون
کــــجـــــا؟؟
همون جایی که پاتوق گنگ خوابدیده بود
همون چهار راهی که چراغش همیشه قرمز بود

Friday, December 16, 2005

LOST CONTROL


Life has betrayed me once again
I accept some things will never change.
Yes, I am falling... how much longer till I hit the ground?
I can't tell you why I'm breaking down.
Do you wonder why I prefer to be alone?
Have I really lost control?

Tuesday, December 13, 2005

به من گفت


به من گفت بیا
به من گفت بمان
به من گفت بخند
به من گفت بمیر
آمدم
ماندم
خندیدم
مُردم

Sunday, December 11, 2005

آلودگی هوا

جون مادرا تون به دلیل آلودگی هوا این چند روز دیر کرد گنگ خوابدیده در آپدیتینگ رو پوزش می طلبم
پ ن
آخه وبلاگ من و خیلی ها می خونن ، همش تو کوچه و خیابون دلیل دیر کردم و می پرسن

Thursday, December 08, 2005

FUCK


اینک به شدت از خود بیزارم
با هر دم و بازدم بوی لجنزار به مشام می رسد
در آنی شیطان، روح و جسم و جانم را به چنگال کشید

Wednesday, December 07, 2005

بازیگری


چند روز پیش بود که با دکتر کلاس داشتم
ساعت از 10 هم گذشته بود و مثل همیشه داشتم دیر می رسیدم
داشتم تند تند می رفتم که دیدم یکم جلو تر یه مقدار شلوغه
بیشتر که دقت کردم متوجه شدم صحنه فیلمبرداری
خلاصه تقریباً ازشون رد شده بودم
که یه پسره با یه دختر از بین اونا صدام کردن ، برگشتم دیدم دارن میان سمت من
پسره که خودش رو دستیار کارگردان معرفی کرد
دخترم گفت که منشی صحنه ی فیلم
تو این فکر بودم که اینا چرا دارن خودشونو به من معرفی می کنن؟؟
که پسره برگشت گفت می خوای پولدار شی؟
من که همینطور داشتم نگاشون می کردم
اول فکر کردم که می خوان یه نتوورک بهم معرفی کنن و از این پرزنت ِ ، برزنتا ؟
بعد پسره که دید من عین این اسکول ها زل زدم بهشونو هیچی نمیگم
گفت : والا شما که از پایین داشتین می امدین من از فیزیکتون خوشم اومد
بعد سریع دختره گفت : که میمیــک صورتتون هم جذاب
اگه تمایل داشته باشین ازتون یه تست بگیریم؟
منم یه نگاه کردم به دارودستشون
بعد گفتم : شما احتمالاً دیوید لینچ یا دیوید فیوچر یا مثلاً جیم جارموش رو می شناسین؟
جفتشون با علامت سر گفتن که میشناسن
منم گفتم که فقط پیشنهاد بازی تو فیلم های اونا رو قبول می کنم
ازشون عذر خواهی کردم و گفتم که دیرم شده و باید برم
ولی قیافه هاشون دیدنی شده بود
اولش پشیمون شدم که چرا اینجوری با هاشون رفتار کردم
ولی اینا اگه کارشون یه کار اساسی بود می رفتن از کلاس های سمندریان یا پرستویی بازیگر می گرفتن
نه منی که مثل دیلاق می مونم یا مثلاً میک زدنی صورتم جذاب

Tuesday, December 06, 2005

110 killed in Iran plane crash


The plane struck a residential building in Tehran, setting it on fire

Monday, December 05, 2005

گذر عمر


دیروز ها کسی را دوست داشتیم
این روزها دلتــنگیم
این روزها تنــهاییم
تنـــــها
تمام عمر ما به همین سادگی گذشت

Sunday, December 04, 2005

بالش ها سر به جنون برداشته اند



از همان شال گردن مشکی ، موهای مشکی و سیگار برگی که در دست داشت فهمیدم که شاعر است
او را نمی توان شاعری سوری دانست . هرچند که در این کشور به دنیا آمده است
شاعری لبنانی هم نیز نیست هرچند که تابعیت آن کشور را دارد
به عربی می سراید پس شاعر فرانسوی هم نیست ، هرچند مقیم آن کشور است
یونانی هم نیست هرچند در اساطیر یونان جوانی هم نام او خواهان آفرودیت بوده است
او شاعری متعلق به همه کسانی ست که شعر را دوست دارند
آدونیس ( علی احمد سعید ) خالق آثار:* سوررئالیسم و عرفان *،* ترانه های مهیار دمشقی* و* پیش درامدی بر شعر عرب * ، به زبان فارسی می باشد
آدونیس دیروز مهمان شرق بود و فردا در پاتوق اهل کتاب و ادب ( نشر ثالث ) میزبان دوستداران شعر عرب است

Saturday, December 03, 2005

توهم


توهم می دونی چیه؟
درست روز جهانی ایدز بفهمی که ایدز داری
هنوزم این توهم بعضی موقع ها غلغلکم میده و مجبورم می کنه که برای چندمین بار به سمت سازمان انتقال خون برم
***
پ ن :
بابا به جون مادرت من ایـــــدز ندارم ، هر چی خون تو این رگ های بی صا ب موندم بود مفت و مجانی رفت ، فکر کنم برم بهشت از بس که رفتم خون دادم ، اصلاً یکی نیست بگه آخه ببو گلابی تو چه غلطی کردی که انقدر می ترسی؟
خوب توهم دیگه
اَی اَی اَی
Stop AIDS , keep the promise

Friday, December 02, 2005

...


شمال هم با تمام خوبی هاش نتونست فازمو عوض کنه برای همین خیلی زودتر از اون زمانی که می خواستم بر گشتم
نمی دونم چیه این تهران لعنتی ، چطور بگم یه حسی منو وادار به بازگشت کرد
امروز جاده چالوس برام خوب تر از همیشه بود دم دمای غروب ، گوش کردن شهر قصه بیژن مفید بعد از چندین سال
قصه شهر قشنگ ، قصه آقا موشه و عشقش با خاله سوسکه و.... بماند
خوردن آش رشته تو کندوان تو اون هوای سرد زیر اون آسمون پر ستاره ، خیلی وقت بود اون همه ستاره ندیده بودم
همیشه از برگشتن به تهران اونم بعد ظهر جمعه بیزار بودم ولی این بار ...... نمی دونم
این روزا بد فرم گیج گیجی میزنم نمی دونم چمه فقط می دونم که تو کلم غوغاست یه چیزی تو مایه های شوت یه ضرب بکهام با کارلوس تو استادیوم کله من
ولی امیدوارم که هر چی زودتر گنگ خوابدیده به اون آرامش همیشگیش برسه.........برای آرامش روح و روان این گنگِ ، گنگ تر و خواب آلوده تر از همیشه دعا کنید

Thursday, December 01, 2005

هوای سنگین

با عرض پوزش به دلیل این هوای سنگین که نفس گنگ خوابدیده رو کشته
دعوت به یک مسافرت رو بدون هیچ چون و چرایی قبول می کنم

عشق آنتی بیوتیکی


جدیداً متوجه شدم که عشقی که وجودم را در بر میگیره یه عشق معمولی نیست از خانواده عشق های آنتی بیوتیکی
با این تعریف که تداومش دقیقاً به صورت یک آنتی بیوتیک ظاهر میشه
هر 8 ساعت یک بار باید به کار گرفته بشه
بسته به تجویز پزشک مربوطه : صبح ، ظهر و شب