Monday, July 31, 2006

زن


از زنی خوشم می آید که موقعیت ها را بهتر بفهمد
با بهت و حیرت نگاهم کرد
در پاسخ نگاهش گفتم
در آشپزخانه یک کدبانو
در اتاق پذیرایی همانند خانم
در اتاق مطالعه زنی متفکر و دانا
..... و در اتاق خواب
سخنم را تند و با تحقیر قطع کرد و گفت
مثل یک هرزه؟
با نگاهی شماتت بار گفتم
زنی که فکر می کند در اتاق خواب باید دانشمند یا فیلسوف باشد
احمق است

Friday, July 07, 2006

شـعـله ای کـه بـر بـاد رفـت


چــرا هـمـگان را نـبـخـشـم

چــرا از خـاطـر نـبـرم غــمــهـا را

مـن کـه فـرامـوش خـواهـم کـرد

نـشـانی خـانـه ام

چـهـره کـودکـم

و تـلـفـظ نـا مــم را از دهـانـت

و شـعـلـه ای کـه بـر بـاد خـواهـد رفـت

Thursday, June 22, 2006

چه شبهايي


اما نمي دانم ، چه شبهايي سحر كردم
بي آنكه يكدم مهربان باشند باهم پلكهاي من
در خلوت خواب گوارايي
وآنگاه كه شب ها خوابم برد
هرگز نشد كايد بسوي من
هاله اي يا نيم تاج گل از روشنا گل گشته رويايي در خواب هاي من

Friday, June 02, 2006

وعــــده


آيــنــده بـرايــم زمــان نـبـود، مـكان بـود
مـكانـي بـراي مـن و تـو
بـايـد به آنـجـا مـي رفـتـيـم
ولـي تـو جـا زدي
قـولـي نـداده بـودي امـا وعــده چرا
وعــــدهـايـي كـه خـيـال انـگـيــز تـر از قــول بـودنـد

Thursday, May 25, 2006

انـشـاء


مـوضـوع انـشـاء
فـقـر بـهـتر اسـت یـا عـطـر
خـوب مـعلـومـه فـقـر
فـقـر چـشـم و گـوش آدم رو بـاز مـی کـنـه
ولـی عـطـرآدم رو بـیهـوش و مـد هـوش مـی کـنه

پ ن
الـبـتـه عـطـر حـس هـایی رو تـو آدم بـیـدار مـی کـنه
کـه فـقـر اونـرو خـامـوش کـرده

Wednesday, May 24, 2006

فـردا


از فـردا وحـشـت دارم
ایـن فـردا را مـی شـنـاسم
هـیـچ کـدام از ایـن لـحظـه ها بـرای مـن سـاخـته نـشـده

پ ن
کـارم شـده تـوهـم جـلوه دادن یـقـیــنی کـه مـی گـفـت
فـردا هـم مـثل امروزِ
تـمـریـنـی مـنـاسب برای زنـده مـوندن

Saturday, May 20, 2006

هــــــیـــــهـــــا ت


مـن چـه مـی دانـسـتـم
دل هـر کـس دل نـیـسـت

قـلـبـها صـیـغـلـی از آهـن و سـنـگ

قـلـبـها بـی خـبـر از عـا طـفـه انـد

هــــــیـــــهـــــا ت